درباره نویسنده
غزل
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • از این روزهام ....
  • یه جا خوندم نوشته بود ....
  • ۱۳٩٠/٧/٢٤
  • ۱۳٩٠/٧/۱۸
  • زندگی در گذر است
  • حکایت این روزای ما
  • سلام و احوالپرسی
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • امرداد ٩٠
دوستان من
  • عسل خانومی
  • شیدای عزیزم
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



پی نوشت
از این روزهام ....
نویسنده: غزل - ۱۳٩۱/٢/۳٠

ما جدا از هم

دور از هم

داریم زندگی میکنیم ...

همین

چی بگم دیگه ؟

همه چی سراب بود ینی ؟

 

نظرات ()



یه جا خوندم نوشته بود ....
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/۸/٧

 

یه جا خوندم نوشته بود : من به آمار زمین مشکوکم ...

راستم میگفت ... تو این دنیای همه چی مشکوکه ... به همه چی باید شک داشت  ... رو هیچی نباید حساب کرد ...

تو حساب کتابای زندگی من همیشه 2+2 مساوی بود با 4 .

ولی وقتی میشینی برای تک تک لحظه های زندگیت برنامه ریزی میکنی ... رویا میبافی میری حتی دنبال آرزوهات تا به حقیقت بپیونده و می سازیش ... وقتی هم که در حال ساختنی کلی امید داری بهش ... اینکه دیگه هیچی نمی تونه خرابش کنه ... هیچی ... و چقدر اعتماد داری بهش و اینقدر مطمئنی که حاضری روش قسم بخوری ولی همینکه میرسی به انتها و میخوای آجر آخر و بزاری یهو میبینی یکی آجر اولی رو برمیداره و تمام آرزوهات فرو میریزه ... کی باورش میشه ؟ 

هرچی فکر میکنی ببینی چی شد که اینطوری شد و چرا باید اینطوری میشد به جواب که نمیرسی هیچی تازه این علامت سوال ها تو ذهنت بزرگتر و بزرگتر میشن ... بعد از نیم ساعت پلک نزدن و خیره موندن بهش ! تازه میفهمی چی شده ... تازه از شوک در میای و عکس العمل نشون میدی ... نشد که بشه و همه آرزوهات فرو ریختن ... طوری فرو ریختن که دیگه رمقی برات نمونده که حتی بخوای فکر دوباره ساختنش رو بکنی ... نه تو آدمش نیستی..دیگه توان ساختن و خراب شدن نداری...از کجا معلوم بازهم ؟ حالا به یه نحو دیگه؟؟ نه دیگه بُریدم ... تموم شد ...

به همه چی بی اعتماد میشی و دیگه توی هیچکدوم از معادلات زندگیت  2+2 دیگه چهار نمیشه ... نه نمیشه!

 

اگر اشک به دادم نرسد ... می شکنم!

 

نظرات ()



 
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/٧/٢٤

دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی ...

نظرات ()



 
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/٧/۱۸
مـَــن ..

طَعـــم شیرین یافتن را

در طَعم تلــخ از دَست دادن یافتــَـم

و در این میان

سَهم من تنهـــــا یک یادَت به خیر

ساده بود ...
مرژانو - سهم من...

من ... تو ... ما


یادت هست؟
.
.
.
.
.
تمام شد حالا


تو ... او ... شما
.
.
.
.
.
من هم به سلامت
 
 
 
 + نا امیدم ... از زندگی ... از دنیا ... اما خدا رو دارم ... با تموم ِ اشکای دنیا ... که زیر ِ بالشتم قایمشون کردم ...معجزه بلد نیستن ...اما پناه ِ منن ...جای دستات ... و این خودش ... اوج نا امیدی ِ...
 
 
نظرات ()



زندگی در گذر است
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/٥/٢٥

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



حکایت این روزای ما
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/٥/٢۳

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



سلام و احوالپرسی
نویسنده: غزل - ۱۳٩٠/٥/٢۳

دوستای خوبم سلام ...

میدونم دیر کردم و خیلی منتظرتون گذاشتم ... ولی بخدا دل و دماغ نوشتن نداشتم ... ولی وقتی لطف شما رو دیدم دلم نیومد خودخواه باشم و خواسته شماها رو رد کنم ... این پست استثنائا عمومی هستش ... من بعد به رسم قدیم خصوصی مینویسم ... رمز رو هم برای دوستای گلم ارسال میکنم

شاد باشید همگیماچ

نظرات ()



به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳٩٠/٥/٢۳
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نظرات ()